بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه 16/10/89
کلاس ساعت 2:35 در سمعی بصری شروع شد البته کلاس باید در تالار تشکیل می شد اما باز هم به لطف آقای دکتر جهانبین ما مجبور شدیم کلاس را در اتاقک کوچک دانشکده که دیوارهای آبی دارد تشکیل دهیم، این اتاقک به همه چیز شبیه است جز آتلیه معماری و بیشتر شبیه اتاق عمل و یا نه نه نمی دانم. راستی سر و صدای اتاق تکثیر را هم باید به حسن های این اتاقک افزود.
به هر حال کلاس شروع شد و استاد شروع به صحبت در مورد فضا ،مکان و فرم نمودند. توضیحات کوتاهی داده شد و بین تدریس آقای رشیدفرخی نماینده کلاس از کلاس بیرون رفتند تا سر ساعت مشخص تالار را تحویل بگیرند. ما هم نگران از اینکه کنفرانس را به بهترین شکل ارائه دهیم، چند دقیقه بعد نماینده برگشتند و سیستم ما را با خود به تالار بردند و همه چیز را برای شروع کنفرانس آماده کردند ما هم 5 دقیقه بعد به تالار رفتیم و کنفرانس را شروع کردیم.
ما کاملاً می لرزیدیم و نمی دانستیم این لرزش از سردی هوای تالار است یا از استرس زیاد اما بعد از چند دقیقه بالاخره درک کردیم که نه همه ی بچه ها در اثر سردی هوا می لرزن!!!!
آقای رشیدفرخی بروشورهای آبی رنگ ما را بین بچه ها پخش کردو حالا با آمادگی کامل خانم ایرانمنش روی سکو نشسته بود،بحث را آغاز کرد.
گفتار هفتم : بیگانگی و چندفرهنگی ....
هوا بسیار سرد بود و ما ترجیح می دادیم بحث را هر چه سریعتر جمع کنیم،بچه های گروه با سرعت تمام کنفرانس می دادند. بحث با رابطه فرهنگ و معماری آغاز شد و با چگونگی مطالعه ی پروژه های چندفرهنگی ادامه پیدا کرد، در نهایت به این نتیجه رسیدیم که مطالعه ی اینگونه پروژه ها ما را به شناخت هر چه بیشتر فرهنگ و معماری خودمان می رساند. وقتی به تجربه های ناموفق رسیدیم استاد هم بحث را بيشتر باز شرح دادند.
به هر حال ساعت 4:10 کنفرانس ما تمام شد و ما چند نتیجه از آن بحث گرفتیم و در نهایت استاد از تمام نتایج و بحث های ما این نتیجه را گرفتند که فصل بیگانگی و چندفرهنگی مناسب برای کسانی است که قصد تحصیل را در کشوری دیگر با فرهنگ متفاوت دارند.
راستی امروز به دلیل یخبندان و سردی هوای تالار ، استاد ساعت 5:10 ما را تعطیل کردند یعنی 20 دقیقه زودتر از همیشه!!!!!
No comments:
Post a Comment